محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1711

تاريخ الطبرى ( فارسي )

همديگر دل دادند و به زنجيرها بسته شدند ، به هم بستگان سى هزار كس بودند . شعبى گويد : پارسيان يكصد و بيست هزار كس بودند و سى فيل داشتند كه با هر فيل چهار هزار كس بود . مسعود بن خراش گويد : صف مشركان بر كنار عتيق بود و صف مسلمانان كنار ديوار قديس بود و خندق را پشت سر داشتند ، مسلمانان و مشركان ميان خندق و عتيق بودند و سىهزار بسته به زنجير داشتند و سى فيل جنگى و يك فيل كه شاهان بر آن مىنشستند و جنگ نميكرد . سعد بگفت تا سورهء جهاد را براى مردم بخوانند كه آن را تعليم مىگرفته بودند . زياد گويد : سعد گفت : « به جاى خويش باشيد و به كارى دست مزنيد تا نماز ظهر بجاى آريد و چون نماز ظهر بكرديد من تكبير مىگويم شما نيز تكبير گوييد ، بدانيد كه تكبير را پيش از شما به كسى عطا نكرده‌اند و به شما عطا كرده‌اند كه مايه قوت شما باشد . و چون تكبير دوم را شنيديد تكبير گوييد و سوارانتان مردم را به حمله تشويق كنند و چون تكبير چهارم بگفتم همگى حمله كنيد و با دشمن در آويزيد و بگوييد لا حول و لا قوة الا بالله » ابو اسحاق گويد : به روز قادسيه به كسان پيغام داد كه وقتى تكبير را شنيديد بند پاپوشهاى خود را محكم كنيد و چون تكبير دوم بگفتم آماده شويد و چون تكبير سوم بگفتم دندانها را به هم فشاريد و حمله كنيد . » زياد گويد : وقتى سعد نماز ظهر بكرد به جوانى كه عمر همراه وى كرده بود و از جملهء قاريان بود بگفت تا سورهء جهاد را بخواند كه همه مسلمانان آن را تعليم مىگرفته بودند و او سورهء جهاد را بر گروهى كه نزديك وى بود بخواند كه در همه گروهها خوانده شد و دلها به وجد آمد و چشمها روشن شد و كسان از قرائت آن اطمينان يافتند . گويد : وقتى قاريان فراغت يافتند سعد تكبير گفت و آنها كه مجاور وى بودند